هم زمان با شروع بحران داخلی در سوریه، بازیگران داخلی، منطقه ای و بین المللی با رفتار و اقدامات خود، جهت گیری های مختلفی را در رابطه با این کشور که ازلحاظ ژئوپلیتیک (جغرافیای سیاسی) و ژئواستراتژیک اهمیت خاصی در غرب آسیا برخوردار است، درپیش گرفتند. امریکا نیز به عنوان یک ابرقدرت و با منافع جهانی تلاش کرد تا با رویکردی مداخله گرایانه در بحران سوریه هم بتواند منافع امریکا و هم منافع متحدین منطقه ای خود را تامین کند. این کشور ابتدا با حمایت از مخالفین عرب سوری سعی در براندازی رژیم اسد و ضربه زدن به متحدان آن داشت. با درخواست قانونی دولت سوریه برای ورود ایران و روسیه به این کشور و برهم خوردن توازن قدرت در سوریه، امریکایی ها در رسیدن به اهداف اولیه با شکست روبه رو شدند. ضعف و شکست مخالفین عرب در برابر دولت سوریه و متحدان آن، امریکایی ها را به سمت نزدیکی به کردها سوق داد تا بتوانند با استفاده از نیروهای کردی، منافع خود را در سوریه تامین کنند. پرسشی که در این مقاله مطرح می شود این است که راهبرد و اهداف امریکا درجهت نزدیکی به کردها در پرتو تحولات سوریه، مبتنی بر چه مولفه هایی است؟ فرضیه ای که جهت پاسخ به پرسش اصلی مطرح می شود بیان می دارد که سیاست خارجی امریکا درقبال کردهای سوریه با رویکردی عقلانی، درراستای برهم زدن توازن قدرت به ضرر ائتلاف ایران روسیه و سوریه، محور مقاومت و جلوگیری از زیاده خواهی های ترکیه، طرح ریزی شده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه صورت گرفته است. داده های پژوهش حاکی از این امر است که نزدیکی امریکا به کردها از زمان ائتلاف تا سال 2019، درجهت ایجاد موجودیتی کردی و بهره گیری از آن برای مقابله با تهدیدات یادشده، با موفقیت همراه بوده است.